نگاه هشتم |
مردی از قریش تنهاست! علیرضا مخبر دزفولی زمین ظلمت آلود کفر است و کبر و کینه و زمان شرمگین محتوای خویش! دست جهل فرزندان آدم را از سریر «خلیفة اللهی» تا حضیض «اولئک کالانعام بل هم اضلّ» به زیر کشیده است، و ابر سیاه ستم آسمان ذهن و دل بشر را تیره کرده است. «بصیرت و دانایی» اسیری در سیاهچال «خرافه ونادانی» و «شرافت انسانی» پایمال «تعصّبات قومی و نژادی»! آری در روزگار قحطی بصیرت و خشکسالی محبّت هر آنچه هست سکوت است و ستم و سیاهی. فریادی اگر هست استغاثه دختر بچّهای است زنده به گور شده! و در برودت ستم حرارتی اگر هست آهی است از مجمر سینه مظلومی برون جسته! و در سیاهی تباهی سو سوی نوری اگر هست شمعی است بر گوری! و لبخندی اگر هست بر لب اشرافزادهای است به ریشخند فرزند تهی دست کفشگری بی چیز!........ در گوشهای از غار «حرا» مردی از قریش تنهاست و غمان روزگار مشئوم خویش را با غار نجوا میکند! ای صخرههای صبور! ای سنگهای صمیمی! شما در این غربت و تنهایی، با من هم دردی کنید و قصّه غصّه مرا بشنوید! این صخرهها و سنگها با اولیاء خدا همدم اند! مگر یوسف در چاه نشد و بغض فروخفتهاش را از کینه برادران حسود با سنگها و صخرهها در میان نگذاشت؟! و مگر علی (ع) با چاه سخن نگفت و دردهای جانسوزش را در گوش غار نجوا کرد؟ اکنون نیز محمد(ص) با غار سخن میگوید. غار «حرا» سال هاست که مأمن محمد(ص)، همدم محمد(ص) و گوش شنوای راز و نیازهای محمد است. در سکوتی پر از مراقبت و با دلی خالی از خود و لبریز از عشق به خالق..... ناگهان صدایی غریب سکوت را میشکند ودر غار میپیچد: «بخوان»! محمد مات ومبهوت به اطرافش مینگرد! این صدا از کجاست و مخاطبش کیست؟! و آن صدای اسرار آمیز با تأکیدی افزون و رساتر از پیش تکرار میکند: «بخوان»! «بخوان بنام پروردگارت که آفریننده است»! محمد حیرانتر از پیش پاسخ میگوید: ولی من، ولی من، بچّه چوپانی یتیمم که روی مدرسه و مکتب را ندیده ام! چه بخوانم؟ چگونه بخوانم؟........ این دستور پروردگار است بخوان محمد! لبان محمد(ص) آرام میجنبد: «اقرأ باسم ربّک الّذی خلق،خلق الانسان من علق»........ و بعثت محمد(ص) آغاز میشود. او اکنون پیامبر خاتم و برگزیده خداست. با طلوع خورشید فروزان نبوّت او ستارههای بی سوی سیادت «هبل، لات و عزّا» افول میکند، و به دست یداللّهی او بت شکوه و شوکت ابوجهلها و ابولهبها و ابوسفیانها برای همیشه تاریخ میشکند و فرو میافتد. محمّد امین که روزی عرب به صداقتش گواهی میداد با روی ودستی همیشه گشاده و با اخلاقی که او را مستحق تحسین «و انک لعلی خلق عظیم» میکند وبا مرامی که لایق «اسوة حسنة» بشریت است و با شفقتی که او را مصداق «رحمة للعالمین» کرده است از آن «اقرأ» تاکنون که بر سریر دلهای بیش از یک میلیارد مسلمان حکمرانی میکند ستوده همیشه همه عصرها و نسلهاست. درود خدا بر محمد و اهل بیت طاهرینش که راهی از ظلمات خاک به افلاک گشودند و ناسوت را به ملکوت خدا پیوند زدند. عید عظیم مبعث بر یکایک ملّت مسلمان ایران خجسته باد. الّلهم صلّ علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم
[ چهارشنبه 90/4/8 ] [ 11:58 صبح ] [ م حجت ]
|
|
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian skin ] |